گاهی در جلسات زوج درمانی جملهای را میشنوم که از بسیاری از دعواها دردناکتر است.
مراجع میگوید:
«ما با هم مشکلی نداریم… فقط دیگر مثل قبل به هم نزدیک نیستیم.»
یا:
«کنار هم زندگی میکنیم اما احساس میکنم تنها هستم.»
یا:
«نمیدانم چرا، اما انگار همسرم دیگر مرا نمیبیند.»
این جملات معمولا نشانه یک بحران خاموش هستند.
بحرانی که به تدریج وارد رابطه میشود.
بیصدا رشد میکند.
و اگر به آن توجه نشود، میتواند رابطهای را که روزی پر از عشق و صمیمیت بوده، به رابطهای سرد و فرسوده تبدیل کند.
این بحران چیزی نیست جز:
کاهش صمیمیت عاطفی.
صمیمیت عاطفی دقیقا چیست؟
وقتی از صمیمیت حرف میزنیم، بسیاری از افراد بلافاصله به رابطه جنسی فکر میکنند.
اما صمیمیت عاطفی بسیار عمیقتر از این موضوع است.
صمیمیت عاطفی یعنی:
من بتوانم خود واقعیام را کنار تو نشان دهم.
بتوانم ترسهایم را بگویم.
بتوانم آسیبپذیر باشم.
بتوانم بدون ترس از قضاوت شدن حرف بزنم.
و مطمئن باشم که دیده، شنیده و درک میشوم.
در واقع صمیمیت عاطفی یعنی:
«در کنار تو امنیت دارم که خودم باشم.»
تفاوت عشق و صمیمیت
یکی از اشتباهات رایج این است که افراد عشق و صمیمیت را یکی میدانند.
اما این دو کاملا متفاوت هستند.
ممکن است دو نفر هنوز عاشق هم باشند اما صمیمیت عاطفی میان آنها کم شده باشد.
همانطور که ممکن است دو نفر صمیمیت بالایی داشته باشند اما رابطه عاشقانهای میان آنها وجود نداشته باشد.
عشق باعث میشود بخواهیم کنار کسی باشیم.
اما صمیمیت باعث میشود در کنار او احساس امنیت کنیم.
به همین دلیل بسیاری از زوجهایی که برای درمان سرد شدن رابطه عاطفی مراجعه میکنند، هنوز یکدیگر را دوست دارند.
اما دیگر احساس نزدیکی نمیکنند.
داستان زنی که میان خانواده خود احساس تنهایی میکرد
چند سال پیش خانمی برای مشاوره مراجعه کرد.
همسر خوبی داشت.
دو فرزند داشت.
از نظر مالی مشکل جدی نداشت.
اما جملهای گفت که فراموش نمیکنم.
گفت:
«خانم دکتر، من هر شب کنار شوهرم میخوابم اما احساس میکنم سالهاست تنها هستم.»
از او پرسیدم:
«آخرین باری که درباره احساساتت با همسرت حرف زدی کی بود؟»
چند دقیقه سکوت کرد.
و بعد گفت:
«یادم نمیآید.»
مشکل آنها نبودن عشق نبود.
مشکل قطع شدن ارتباط عاطفی بود.
چرا احساس تنهایی در رابطه به وجود میآید؟
بسیاری از افراد تصور میکنند تنهایی فقط زمانی اتفاق میافتد که کسی کنارشان نباشد.
اما در روانشناسی یکی از دردناکترین انواع تنهایی این است:
کنار کسی باشی اما احساس کنی دیده نمیشوی.
این همان چیزی است که بسیاری از زوجها تجربه میکنند.
خانه مشترک وجود دارد.
زندگی مشترک وجود دارد.
اما ارتباط عاطفی کمرنگ شده است.
اولین دلیل کم شدن صمیمیت در زندگی مشترک: توقف گفتگوهای احساسی
بسیاری از زوجها هر روز با هم صحبت میکنند.
اما درباره احساسات صحبت نمیکنند.
موضوع گفتگوها محدود میشود به:
- کار
- خرید
- فرزند
- هزینهها
- برنامههای روزانه
کمکم حرفهای مهمتر فراموش میشوند.
مثل:
- از چه چیزی میترسی؟
- این روزها چه چیزی ناراحتت کرده؟
- چه چیزی خوشحالت میکند؟
- چه رویایی در ذهن داری؟
وقتی گفتگوهای احساسی خاموش میشوند، صمیمیت نیز کمکم از بین میرود.
دومین دلیل: دلخوریهای حل نشده
یکی از مهمترین دلایل فاصله گرفتن زن و شوهر، دلخوریهای انباشته شده است.
گاهی هیچ دعوای بزرگی وجود ندارد.
اما صدها دلخوری کوچک وجود دارد.
دلخوریهایی که گفته نشدهاند.
شنیده نشدهاند.
و ترمیم نشدهاند.
این دلخوریها به مرور دیواری نامرئی میان دو نفر میسازند.
سومین دلیل: مشغلههای زندگی
بسیاری از زوجها عاشقانه وارد رابطه میشوند.
اما سالها بعد تبدیل به مدیران اجرایی یک زندگی مشترک میشوند.
کار.
فرزند.
قبضها.
مسئولیتها.
استرس.
و هزاران مسئله دیگر.
کمکم رابطه در میان وظایف گم میشود.
و آنچه فراموش میشود، خود رابطه است.
چهارمین دلیل: ترس از آسیبپذیری
بعضی افراد به مرور یاد میگیرند احساسات واقعی خود را پنهان کنند.
مثلا به جای گفتن:
«دلم برایت تنگ شده.»
میگویند:
«تو هیچ وقت وقت نداری.»
به جای:
«از دست دادنت میترساندم.»
میگویند:
«اصلا برایت مهم نیستم.»
پشت بسیاری از دعواها در واقع نیاز به نزدیکی پنهان شده است.
اما چون به شکل خشم بیان میشود، نتیجه معکوس میدهد.
نشانههای کمبود صمیمیت در رابطه
اگر این موارد را تجربه میکنید، ممکن است صمیمیت عاطفی رابطه شما کاهش یافته باشد:
- احساس تنهایی در رابطه
- کم شدن گفتگوهای عمیق
- بیتفاوتی نسبت به احساسات یکدیگر
- کاهش همدلی
- فاصله گرفتن زن و شوهر
- کاهش تمایل به وقت گذراندن با یکدیگر
- احساس شنیده نشدن
- سرد شدن رابطه عاطفی
- نبود امنیت در بیان احساسات
- ترجیح سکوت به گفتگو
چرا فاصله گرفتن زن و شوهر خطرناک است؟
چون فاصله عاطفی معمولا ناگهانی اتفاق نمیافتد.
آرامآرام شکل میگیرد.
در ابتدا فقط کمی کمتر حرف میزنیم.
بعد کمتر درد دل میکنیم.
بعد کمتر احساسات را به اشتراک میگذاریم.
و ناگهان متوجه میشویم سالهاست از دنیای درونی یکدیگر بیخبر شدهایم.
چگونه صمیمیت عاطفی را بازسازی کنیم؟
1. گفتگوهای احساسی را دوباره زنده کنید
هر هفته زمانی را فقط برای صحبت درباره احساسات اختصاص دهید.
نه درباره مشکلات.
نه درباره مسئولیتها.
فقط درباره دنیای درونی خودتان.
2. بیشتر سوال بپرسید
از همسرتان بپرسید:
- این روزها چه چیزی ذهنت را درگیر کرده؟
- از چه چیزی میترسی؟
- چه چیزی خوشحالت میکند؟
- چه آرزویی داری؟
3. آسیبپذیر باشید
صمیمیت از کامل بودن ایجاد نمیشود.
از واقعی بودن ایجاد میشود.
4. دلخوریها را دفن نکنید
موضوعات حل نشده را با احترام مطرح کنید.
دلخوریهای کوچک اگر رها شوند، به فاصلههای بزرگ تبدیل میشوند.
5. برای رابطه زمان بگذارید
رابطه سالم به زمان نیاز دارد.
همانطور که بدن به غذا نیاز دارد.
صمیمیت نیز به توجه، حضور و مراقبت نیاز دارد.
نقش زوج درمانی در بازسازی صمیمیت
در بسیاری از مواقع زوجها هنوز یکدیگر را دوست دارند.
اما راه ارتباط را گم کردهاند.
در زوج درمانی تلاش میکنیم:
- موانع صمیمیت را شناسایی کنیم
- چرخههای فاصله گرفتن را پیدا کنیم
- امنیت عاطفی را بازسازی کنیم
- مهارتهای ارتباطی را تقویت کنیم
- و به زوج کمک کنیم دوباره یکدیگر را ببینند و بشنوند
بسیاری از روابط به خاطر نبود عشق آسیب نمیبینند.
بلکه به خاطر کمبود صمیمیت عاطفی آسیب میبینند.
وقتی دیگر احساس نکنیم دیده میشویم.
وقتی حرفهای مهم گفته نشوند.
وقتی ترسها پنهان بمانند.
وقتی دلخوریها جمع شوند.
کمکم فاصله میان دو نفر بیشتر میشود.
اما خبر خوب این است که صمیمیت چیزی نیست که یک بار برای همیشه از بین برود.
در بسیاری از روابط، اگر دو نفر دوباره یاد بگیرند یکدیگر را بشنوند، ببینند و درک کنند، صمیمیت میتواند دوباره متولد شود.
و گاهی همین بازگشت صمیمیت، نقطه آغاز زنده شدن دوباره رابطه است.