آموزش

اگر روزی کاملاً تنها بمانی چه اتفاقی می‌افتد؟ | تمرین تنهایی در درمان محرومیت هیجانی

زمان تقریبی مطالعه: ۵ دقیقه

بسیاری از افراد وقتی کلمه «تنهایی» را می‌شنوند، ناخودآگاه احساس ناراحتی می‌کنند.

اما در جلسات درمانی مربوط به محرومیت هیجانی، تنهایی فقط یک وضعیت بیرونی نیست.

تنهایی یک آینه است.

آینه‌ای که نشان می‌دهد وقتی هیچ‌کس کنار ما نیست، درباره خودمان، دیگران و دنیا چه باوری داریم.

در بخش پایانی جلسه چهارم درمان طرحواره محرومیت هیجانی، از شرکت‌کنندگان خواسته شد لحظه‌ای تصور کنند که کاملاً تنها هستند.

نه کسی برای شنیدن وجود دارد.

نه کسی برای کمک.

نه کسی که بتوان به او تکیه کرد.

سؤال اصلی این بود:

اگر واقعاً تنها باشی، چه چیزی برایت ترسناک است؟

داستان سارا؛ ترسی که پشت تنهایی پنهان شده بود

سارا در ابتدا گفت:

«من از تنها بودن نمی‌ترسم.»

اما وقتی کمی بیشتر فکر کرد، جمله دیگری گفت:

«اگر تنها باشم، هیچ‌کس حواسش به من نیست.»

چند دقیقه بعد اضافه کرد:

«اگر مشکلی پیش بیاید، کسی کمکم نمی‌کند.»

و در نهایت به جمله اصلی رسید:

«اگر تنها باشم، انگار برای هیچ‌کس مهم نیستم.»

در ظاهر، ترس سارا از تنهایی بود.

اما در عمق ماجرا، ترس او از بی‌اهمیت بودن و دیده نشدن بود.

این همان نقطه‌ای است که بسیاری از افراد دارای محرومیت هیجانی به آن می‌رسند.

آن‌ها از تنهایی نمی‌ترسند.

آن‌ها از معنایی که به تنهایی می‌دهند می‌ترسند.

وقتی تنها هستی، دنیا چه شکلی می‌شود؟

این سؤال در ظاهر ساده است اما پاسخ آن می‌تواند اطلاعات زیادی درباره دنیای درونی ما بدهد.

برخی افراد می‌گویند:

  • دنیا جای خطرناکی است.
  • هیچ‌کس قابل اعتماد نیست.
  • باید همه کارها را خودم انجام دهم.
  • اگر زمین بخورم کسی کمکم نمی‌کند.

برخی دیگر می‌گویند:

  • دنیا آرام‌تر می‌شود.
  • فرصت فکر کردن پیدا می‌کنم.
  • می‌توانم خودم باشم.
  • فشار توقعات دیگران کمتر می‌شود.

نکته جالب اینجاست که دو نفر ممکن است در شرایط کاملاً مشابه قرار داشته باشند اما تجربه‌ای کاملاً متفاوت از تنهایی داشته باشند.

دلیل این تفاوت، واقعیت بیرونی نیست.

بلکه باورهای شکل گرفته در طول زندگی است.

بخش منفی تنهایی؛ آنچه افراد دارای محرومیت هیجانی تجربه می‌کنند

افرادی که در کودکی به اندازه کافی حمایت عاطفی دریافت نکرده‌اند، معمولاً هنگام تنهایی با افکاری مانند این روبه‌رو می‌شوند:

  • هیچ‌کس مرا درک نمی‌کند.
  • اگر نیاز داشته باشم کسی کنارم نیست.
  • باید همه چیز را خودم تحمل کنم.
  • من برای دیگران اولویت نیستم.
  • همیشه در نهایت تنها می‌مانم.

این افکار معمولاً احساساتی مانند:

  • اضطراب
  • غم
  • ناامیدی
  • بی‌پناهی
  • ترس از رها شدن

را فعال می‌کنند.

به همین دلیل بسیاری از افراد سعی می‌کنند هر طور شده از تنهایی فرار کنند.

گاهی با روابط ناسالم.

گاهی با کار بیش از حد.

گاهی با شبکه‌های اجتماعی.

و گاهی با مشغول نگه داشتن دائمی خود.

بخش مثبت تنهایی؛ چیزی که کمتر درباره آن صحبت می‌کنیم

درمانگران هنگام اجرای تمرین تنهایی فقط به بخش تاریک ماجرا نگاه نمی‌کنند.

سؤال دوم این است:

اگر تنها باشی، چه فرصت‌هایی برایت ایجاد می‌شود؟

پاسخ‌های رایج عبارت‌اند از:

  • می‌توانم صدای خودم را بشنوم.
  • فرصت استراحت پیدا می‌کنم.
  • مجبور نیستم نقش بازی کنم.
  • می‌توانم نیازهای واقعی خودم را بشناسم.
  • فرصت رشد و استقلال بیشتری دارم.

در واقع تنهایی همیشه به معنای رهاشدگی نیست.

گاهی تنهایی فضایی است برای ارتباط عمیق‌تر با خود.

تمرین خودشناسی

چند دقیقه وقت بگذارید و این جملات را کامل کنید:

اگر کاملاً تنها باشم…

  • بیشتر از همه می‌ترسم که …
  • دنیا برای من تبدیل می‌شود به …
  • احساس می‌کنم …
  • بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد …
  • اما در عین حال فرصت دارم که …
  • و شاید بتوانم …

سعی نکنید پاسخ‌های درست بنویسید.

فقط پاسخ‌های واقعی را بنویسید.

چرا این تمرین مهم است؟

بسیاری از ترس‌های ما در روابط، ریشه در ترس از تنهایی دارند.

گاهی فرد برای حفظ یک رابطه ناسالم تلاش می‌کند.

گاهی از بیان نیازهایش می‌ترسد.

گاهی مرزهای شخصی خود را نادیده می‌گیرد.

نه به این دلیل که رابطه عالی است.

بلکه چون تصور می‌کند تنهایی از هر چیزی دردناک‌تر است.

تمرین تنهایی کمک می‌کند متوجه شویم دقیقاً از چه چیزی می‌ترسیم.

از نبودن دیگران؟

یا از احساس‌هایی که هنگام نبودن دیگران زنده می‌شوند؟

این تفاوت، یکی از مهم‌ترین کشف‌های مسیر درمان محرومیت هیجانی است

وقتی از افراد می‌پرسیم «اگر تنها باشی چه اتفاقی می‌افتد؟» در واقع درباره تنهایی سؤال نمی‌کنیم.

درباره عمیق‌ترین باورهای آن‌ها نسبت به خودشان، دیگران و دنیا سؤال می‌کنیم.

برخی افراد در تنهایی، آزادی را می‌بینند.

برخی افراد، آرامش را.

و برخی افراد، زخمی قدیمی را که سال‌ها پنهان مانده است.

اگر تنهایی برای شما بیش از حد ترسناک، دردناک یا غیرقابل تحمل به نظر می‌رسد، شاید ارزش داشته باشد نگاهی عمیق‌تر به ریشه‌های طرحواره محرومیت هیجانی و نیازهای عاطفی برآورده‌نشده خود بیندازید.

گاهی آنچه از آن فرار می‌کنیم، دقیقاً همان چیزی است که می‌تواند مسیر درمان را به ما نشان دهد.

The Loneliness Exercise: What Does the World Look Like When You’re Truly Alone?

author-avatar

درباره دکتر سوفیا گنجی

سمیه اینانلو گنجی (سوفیا گنجی)، روان‌درمانگر و مشاور، دارای دکتری مشاوره و عضو سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره ایران (شماره نظام: ۸۵۰۰) است. ایشان با بیش از ۱۱ سال تجربه تخصصی، در زمینه درمان فردی، زوج‌درمانی و بهبود روابط عاطفی فعالیت می‌کند. رویکرد اصلی درمان‌های ایشان بر پایه طرحواره‌درمانی (Schema Therapy) و درمان پویشی فشرده کوتاه‌مدت (ISTDP) است؛ رویکردهایی که با تمرکز بر ریشه‌های مشکلات هیجانی و الگوهای رفتاری، به ایجاد تغییرات پایدار در زندگی افراد کمک می‌کنند. دکتر گنجی علاوه بر فعالیت درمانی، پژوهشگر، مدرس کارگاه‌های تخصصی و نویسنده مقالات آموزشی در حوزه سلامت روان، روابط، طرحواره‌ها، دلبستگی، تنظیم هیجان و رشد فردی است. هدف ایشان ارائه محتوای علمی، کاربردی و قابل فهم برای افزایش آگاهی روان‌شناختی و کمک به بهبود کیفیت زندگی افراد است.

1 دیدگاه در “اگر روزی کاملاً تنها بمانی چه اتفاقی می‌افتد؟ | تمرین تنهایی در درمان محرومیت هیجانی

  1. Samira Nosratzadeh گفت:

    چقدر دلم خواست با این ترس روبرو بشم و از خودم بپرسم واقعا ترس از تنهایی چه شکلیه🤦🏼‍♀️

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *