چرا همسرم اینقدر کنترلگر است؟ | درمان کنترلگری زن و مرد در رابطه با مشاوره زوج درمانی
من دکتر گنجی هستم و اگر بخواهم یکی از رایجترین موضوعاتی را که در جلسات مشاوره زوج درمانی میبینم نام ببرم، بدون تردید «کنترلگری در رابطه» یکی از آنهاست.
جالب است که اغلب افراد وقتی برای جلسه اول مراجعه میکنند، تصور میکنند مشکل اصلی رابطهشان کنترلگری است.
اما معمولا بعد از چند جلسه متوجه میشویم که کنترلگری فقط یک رفتار است.
آنچه پشت این رفتار پنهان شده، اغلب ترس، ناامنی، اضطراب، احساس کافی نبودن، ترس از خیانت یا ترس از رهاشدگی است.
چرا همسرم همه چیز را کنترل میکند؟
چند وقت پیش خانمی در جلسه مشاوره گفت:
«خانم دکتر، شوهرم حتی میخواهد بداند من با چه کسی صحبت میکنم، کجا میروم و چه کسی به استوری من واکنش داده است.»
چند روز بعد مردی با شرایط کاملا برعکس مراجعه کرد.
او میگفت:
«همسرم مدام گوشی من را چک میکند، رمزها را میخواهد، از همکارانم سوال میپرسد و اگر چند دقیقه دیر جواب بدهم ناراحت میشود.»
ظاهر ماجرا متفاوت بود.
اما ریشه هر دو تقریبا یکسان بود.
هر دو از دست دادن رابطه را تهدیدی بزرگ میدانستند.
کنترلگری همیشه از قدرت نمیآید
یکی از اشتباهترین باورها این است که افراد کنترلگر آدمهای قوی هستند.
در بسیاری از موارد، کنترلگری از ضعف و ترس ناشی میشود.
فرد کنترلگر معمولا در ذهن خود این پیام را دارد:
- نکند مرا ترک کند.
- نکند شخص دیگری را ترجیح دهد.
- نکند برایش کافی نباشم.
- نکند دیگر دوستم نداشته باشد.
اما به جای بیان این ترسها، شروع به کنترل میکند.
نشانههای همسر کنترلگر چیست؟
در جلسات مشاوره زوج درمانی معمولا این رفتارها دیده میشود:
- چک کردن مداوم گوشی
- کنترل شبکههای اجتماعی
- سوال و جوابهای مکرر
- محدود کردن ارتباطات
- حساسیت شدید نسبت به دوستان یا خانواده
- درخواست لوکیشن دائمی
- بازخواست بابت تاخیر در پاسخ دادن
- تصمیمگیری به جای شریک عاطفی
- دخالت در انتخاب لباس، شغل یا روابط اجتماعی
البته هر کدام از این رفتارها به تنهایی نشانه کنترلگری شدید نیستند؛ بلکه شدت، تکرار و اثر آنها بر رابطه اهمیت دارد.
چرا کنترلگری رابطه را خراب میکند؟
اینجا یک تناقض عجیب وجود دارد.
فرد کنترل میکند چون میترسد رابطه را از دست بدهد.
اما همین کنترل باعث میشود رابطه آسیب ببیند.
وقتی یک نفر مدام تحت نظر باشد، به مرور:
- احساس خفگی میکند
- احساس بیاعتمادی میکند
- فاصله عاطفی میگیرد
- کمتر احساس امنیت میکند
و دقیقا همان اتفاقی رخ میدهد که فرد کنترلگر از آن میترسید.
چرا بعضی زنان کنترلگر میشوند؟
گاهی خانمها در جلسات میگویند:
«من نمیخواهم کنترل کنم، فقط میخواهم مطمئن باشم.»
اما پشت این نیاز به اطمینان معمولا موضوعات دیگری قرار دارد:
- ترس از خیانت
- تجربه بیوفایی قبلی
- دلبستگی اضطرابی
- عزت نفس پایین
- احساس کافی نبودن
- تجربه رهاشدگی
در چنین شرایطی کنترلگری بیشتر شبیه یک مکانیسم دفاعی است.
چرا بعضی مردان کنترلگر میشوند؟
در مورد مردان نیز معمولا ریشهها مشابه هستند.
اما گاهی عوامل دیگری هم دیده میشود:
- باورهای سنتی درباره مالکیت در رابطه
- ترس از از دست دادن جایگاه
- احساس ناامنی عاطفی
- تجربه طرد شدن
- ضعف در بیان احساسات
بسیاری از مردان به جای گفتن:
«میترسم تو را از دست بدهم»
ناخودآگاه شروع به کنترل میکنند.
آیا کنترلگری نشانه عشق است؟
این سوالی است که بارها در جلسات شنیدهام.
پاسخ کوتاه این است:
خیر.
عشق سالم با احترام، اعتماد و آزادی همراه است.
کنترلگری ممکن است از عشق شروع شود، اما اگر ادامه پیدا کند، آرامآرام امنیت عاطفی رابطه را از بین میبرد.
مشاوره زوج درمانی چگونه به درمان کنترلگری کمک میکند؟
بسیاری از زوجها تصور میکنند در مشاوره زوج درمانی قرار است درمانگر تعیین کند حق با چه کسی است.
در حالی که هدف اصلی چیز دیگری است.
ما تلاش میکنیم چرخه پنهان رابطه را پیدا کنیم.
مثلا:
اضطراب → کنترل → مقاومت شریک → دعوا → ناامنی بیشتر → کنترل بیشتر
وقتی زوج این چرخه را میبینند، متوجه میشوند مشکل فقط رفتار نیست.
بلکه احساسات عمیقتری در پشت آن قرار دارد.
رویکرد EFT درباره کنترلگری چه میگوید؟
در رویکرد EFT یا زوج درمانی هیجانمحور، به جای تمرکز روی رفتار کنترلگرانه، به احساس زیر آن نگاه میکنیم.
برای مثال پشت جمله:
«چرا جواب ندادی؟»
ممکن است این احساس وجود داشته باشد:
«میترسم برایت مهم نباشم.»
یا پشت جمله:
«گوشیات را بده ببینم.»
ممکن است این ترس پنهان شده باشد:
«میترسم جایگزین شوم.»
وقتی این احساسات دیده میشوند، گفتگو کاملا تغییر میکند.
چگونه کنترلگری را کاهش دهیم؟
1. ترس واقعی خود را بشناسید
از خودتان بپرسید:
من دقیقا از چه چیزی میترسم؟
2. به جای کنترل، احساسات را بیان کنید
به جای:
«کجا بودی؟»
بگویید:
«وقتی خبری از تو ندارم نگران میشوم.»
3. روی عزت نفس کار کنید
هرچه احساس ارزشمندی درونی بیشتر شود، نیاز به کنترل کمتر میشود.
4. بین واقعیت و ذهنخوانی تفاوت قائل شوید
همه افکاری که به ذهن میآیند حقیقت نیستند.
5. در صورت تکرار چرخه، از مشاوره زوج درمانی کمک بگیرید
گاهی زوجها آنقدر درگیر الگوهای تکراری میشوند که به تنهایی نمیتوانند آن را تغییر دهند.
کنترلگری در رابطه معمولا از عشق زیاد ایجاد نمیشود.
بلکه از ترس زیاد ایجاد میشود.
ترس از دست دادن.
ترس از خیانت.
ترس از کافی نبودن.
ترس از تنها ماندن.
وقتی این ترسها دیده و درمان میشوند، نیاز به کنترل نیز به تدریج کاهش پیدا میکند.
در بسیاری از موارد، زوجها متوجه میشوند آنچه رابطه را نجات میدهد کنترل بیشتر نیست؛ بلکه امنیت عاطفی بیشتر، گفتگوهای عمیقتر و گاهی دریافت کمک تخصصی از طریق مشاوره زوج درمانی است.