بسیاری از افرادی که در کودکی با انتقاد، تحقیر، مقایسه یا شرمسار شدن بزرگ شدهاند، با خود عهد میکنند:
«من هیچوقت مثل پدر و مادرم رفتار نمیکنم.»
اما اگر این زخمها درمان نشوند، ممکن است سالها بعد، در شرایط خستگی، استرس یا ناامیدی، همان الگوها دوباره فعال شوند.
در این لحظه، مسئله فرزند نیست؛ بلکه کودک آسیبدیده درون والد است که دوباره احساس ناکافی بودن میکند.
برای مثال، وقتی کودک اشتباهی انجام میدهد، والد ممکن است به جای اینکه فقط رفتار کودک را اصلاح کند، احساس کند که خودش شکست خورده است.
در نتیجه، به جای پاسخ آرام، واکنشهایی مانند این دیده میشود:
- سرزنش شدید
- انتقادهای مکرر
- مقایسه با دیگران
- تحقیر یا برچسب زدن
- عصبانیت بیش از اندازه نسبت به یک اشتباه کوچک
در واقع، شدت واکنش معمولاً متناسب با رفتار کودک نیست؛ بلکه متناسب با زخمی است که درون والد فعال شده است.
به همین دلیل گفته میشود:
طرحوارهها اگر درمان نشوند، ممکن است از نسلی به نسل دیگر منتقل شوند.
البته این انتقال اجتنابناپذیر نیست. بسیاری از والدین با آگاهی، رواندرمانی و تمرین مهارتهای تنظیم هیجان میتوانند این چرخه را متوقف کنند و تجربهای متفاوت برای فرزندان خود بسازند.
تمرین
هر بار که از دست فرزندتان بیش از حد عصبانی شدید، قبل از واکنش این سه سؤال را از خودتان بپرسید:
- الان دقیقاً از رفتار فرزندم ناراحتم یا از احساسی که در من ایجاد شده است؟
- این احساس مرا یاد چه تجربهای در کودکی خودم میاندازد؟
- اگر قرار بود فقط رفتار فرزندم را اصلاح کنم، نه ارزش او را، چه جملهای میگفتم؟
گاهی این مکث کوتاه، تفاوت بین انتقال یک زخم قدیمی و ساختن یک رابطه ایمن را رقم میزند.
اگر احساس میکنید هنگام عصبانیت، ناخواسته همان جملاتی را به فرزندتان میگویید که روزی خودتان شنیدهاید، وقت آن رسیده است که چرخه را متوقف کنید.
در مشاوره فردی و کارگاههای طرحوارهدرمانی یاد میگیرید چگونه زخمهای کودکی را درمان کنید تا آنها را به نسل بعد منتقل نکنید. درمان طرحوارهها فقط به بهبود حال شما کمک نمیکند؛ بلکه میتواند کیفیت رابطه شما با همسر و فرزندانتان را نیز تغییر دهد.