آموزش

چرا همیشه حق با توست؟ | نشانه‌ای که ممکن است به بلوغ عاطفی نرسیده باشی

چرا همیشه حق با توست؟ | نشانه‌ای که ممکن است به بلوغ عاطفی نرسیده باشی
زمان تقریبی مطالعه: ۱۱ دقیقه

وقتی هدف از گفتگو فهمیدن نیست، شکست دادن است

در یک رابطه سالم، زن و شوهر روبه‌روی مشکل می‌ایستند؛ نه روبه‌روی یکدیگر. افراد دارای بلوغ رفتاری می‌دانند که هدف از گفتگو حل مسئله است، نه شکست دادن همسر. آن‌ها انرژی خود را صرف فهمیدن، شنیدن و همکاری می‌کنند. اما افرادی که هنوز به این سطح از بلوغ عاطفی نرسیده‌اند، معمولاً هر اختلافی را به یک مسابقه تبدیل می‌کنند؛ مسابقه‌ای که در آن باید به هر قیمتی برنده شوند، حتی اگر برای این پیروزی مجبور شوند موضوع بحث را عوض کنند، اشتباهات سال‌های گذشته را پیش بکشند یا تمام مسئولیت را بر دوش طرف مقابل بیندازند. غافل از اینکه در زندگی مشترک، وقتی یکی از زوجین به دنبال شکست دادن دیگری است، در واقع هر دو نفر در حال شکست دادن رابطه هستند

پایان این بحث از دکتر جان گاتمن اطلاعات تکمیلی عنوان شده است!

آیا واقعاً بی‌گناهی؟ | چرا بعضی افراد هیچ‌وقت سهم خود را در مشکلات نمی‌بینند

بعضی زوج‌ها برای حل مشکل با یکدیگر صحبت می‌کنند.

اما بعضی زوج‌ها وارد دادگاه می‌شوند.

در این دادگاه، یکی از طرفین از همان لحظه اول قاضی، دادستان، وکیل و هیئت منصفه است.

او برای فهمیدن نیامده است.

برای پیروز شدن آمده است.

فرقی نمی‌کند موضوع چیست:

  • ظرف‌های نشسته آشپزخانه
  • یک پیام جواب داده نشده
  • یک قرار فراموش شده
  • یا اتفاقی که ده سال پیش رخ داده است

هدف اصلی دیگر حل مسئله نیست.

هدف اثبات این جمله است:

«مشکل از توست، نه از من.»

در ظاهر این رفتار اعتمادبه‌نفس به نظر می‌رسد.

اما در روان‌شناسی اغلب نشانه بلوغ عاطفی بالا نیست؛ بلکه برعکس، می‌تواند نشانه دفاع‌های روانی ناپخته، خودآگاهی پایین و ناتوانی در پذیرش مسئولیت شخصی باشد.

داستان سارا و امیر

سارا و امیر برای مشاوره زوج‌درمانی مراجعه کردند.

موضوع ظاهری جلسه این بود که امیر دیر به خانه می‌آمد.

اما بعد از چند دقیقه متوجه شدم مشکل اصلی چیز دیگری است.

هر بار که سارا از ناراحتی خود صحبت می‌کرد، امیر بلافاصله پرونده‌ای از گذشته باز می‌کرد:

«تو خودت پارسال این کارو کردی.»

«یادت رفته سر فلان مهمونی چی گفتی؟»

«اول برو اشتباهات خودتو ببین.»

«اصلاً خانواده تو باعث همه این مشکلاتن.»

بعد از چهل دقیقه بحث، دیگر کسی یادش نبود موضوع اصلی چه بوده است.

فقط یک مسابقه بزرگ برای پیدا کردن مقصر شکل گرفته بود.

در پایان جلسه از امیر پرسیدم:

«ممکنه فقط یک درصد از این مسئله سهم تو باشه؟»

او چند ثانیه سکوت کرد.

و گفت:

«نمی‌دونم… شاید.»

همان لحظه نقطه شروع درمان بود.

زیرا رشد روانی دقیقاً از جایی آغاز می‌شود که انسان بتواند سهم خود را ببیند.

چرا بعضی افراد همیشه دنبال پیروزی هستند؟

روان‌شناسان این موضوع را صرفاً یک ویژگی شخصیتی نمی‌دانند.

معمولاً پشت این رفتار چند فرایند عمیق‌تر وجود دارد.

۱. ترس از شرم و ناکافی بودن

پژوهش‌های مرتبط با نظریه دلبستگی و خودپنداره نشان می‌دهند بسیاری از افرادی که به شدت حالت تدافعی دارند، در عمق وجودشان تحمل تجربه «اشتباه بودن» را ندارند.

برای آن‌ها اشتباه کردن مساوی است با:

  • بی‌ارزش بودن
  • ضعیف بودن
  • شکست خوردن
  • دوست‌داشتنی نبودن

بنابراین ذهنشان به‌جای پذیرش خطا، وارد جنگ می‌شود.

۲. دفاع روانی فرافکنی (Projection)

یکی از دفاع‌های شناخته‌شده روان‌شناسی.

فرد ویژگی‌های ناخوشایند خود را روی دیگران می‌اندازد.

مثلاً:

فرد کنترل‌گر همسرش را کنترل‌گر می‌نامد.

فرد پرخاشگر همسرش را پرخاشگر معرفی می‌کند.

فردی که مسئولیت‌پذیری پایینی دارد، مدام از بی‌مسئولیتی دیگران شکایت می‌کند.

این کار باعث می‌شود برای مدتی احساس بهتری نسبت به خودش داشته باشد.

اما مانع رشد واقعی می‌شود.

۳. بلوغ عاطفی ناقص

از دید روان‌شناسی رشد، کودک معمولاً دنیا را به دو بخش تقسیم می‌کند:

خوب‌ها و بدها.

قربانی‌ها و مقصرها.

درست‌ها و غلط‌ها.

اما بزرگسال بالغ می‌تواند همزمان دو واقعیت را ببیند:

«من اشتباه کردم.»

و

«تو هم اشتباه کردی.»

او می‌تواند بپذیرد:

«من آدم خوبی هستم و در عین حال ممکن است خطا کرده باشم.»

این همان بلوغ عاطفی است.

یکی از خطرناک‌ترین نشانه‌ها: تغییر موضوع

شاید دیده باشید.

بحث از یک موضوع شروع می‌شود.

اما ناگهان فرد می‌گوید:

«حالا که حرفش شد، سه سال پیش هم…»

«اصلاً خانواده‌ات رو یادته؟»

«تو خودت ده بار بدتر این کارو کردی.»

در روان‌شناسی این رفتار نوعی فرار از پاسخگویی محسوب می‌شود.

چون ذهن نمی‌خواهد با موضوع فعلی روبه‌رو شود.

به همین دلیل پرونده‌های قدیمی را وارد می‌کند.

نتیجه چیست؟

هیچ مسئله‌ای حل نمی‌شود.

فقط حجم خشم بیشتر می‌شود.

جمله‌ای که افراد بالغ زیاد استفاده می‌کنند

در جلسات درمانی یک تفاوت بزرگ بین افراد بالغ و نابالغ می‌بینم.

فرد نابالغ می‌گوید:

«مشکل از توست.»

فرد بالغ می‌گوید:

«بگذار سهم من را هم پیدا کنیم.»

همین یک جمله می‌تواند سرنوشت یک رابطه را تغییر دهد.

از کجا بفهمیم خودمان هم این مشکل را داریم؟

به این سؤالات صادقانه پاسخ بدهید:

  • آیا در بحث‌ها بیشتر دنبال فهمیدن هستم یا برنده شدن؟
  • آخرین باری که صادقانه عذرخواهی کردم کی بود؟
  • آیا می‌توانم بدون آوردن اشتباهات طرف مقابل درباره خطای خودم حرف بزنم؟
  • وقتی نقد می‌شوم فوراً دفاع می‌کنم؟
  • آیا همیشه توضیحی دارم که ثابت کند مقصر نیستم؟
  • آیا در بیشتر اختلاف‌ها خودم را قربانی می‌بینم؟

اگر چند پاسخ مثبت دارید، احتمالاً هنوز بخشی از رشد عاطفی شما نیاز به کار دارد.

راهکارهای علمی برای خروج از این چرخه

قانون ۵ درصد

در هر اختلافی از خودتان بپرسید:

«اگر فقط ۵ درصد این مشکل سهم من باشد، آن ۵ درصد چیست؟»

این سؤال مغز را از حالت دفاعی خارج می‌کند.

قبل از پاسخ، بازتاب بدهید

به‌جای دفاع کردن بگویید:

«می‌فهمم چرا این موضوع تو را ناراحت کرده.»

تحقیقات زوج‌درمانی نشان داده‌اند احساس فهمیده شدن تنش را به شدت کاهش می‌دهد.

از دادگاه به آزمایشگاه بروید

در دادگاه دنبال مقصر می‌گردیم.

در آزمایشگاه دنبال علت.

زوج‌های موفق دنبال علت هستند.

زوج‌های فرسوده دنبال مجرم.

جمله طلایی بزرگسال سالم

در یک رابطه سالم، زن و شوهر روبه‌روی مشکل می‌ایستند؛ نه روبه‌روی یکدیگر. افراد دارای بلوغ رفتاری می‌دانند که هدف از گفتگو حل مسئله است، نه شکست دادن همسر. آن‌ها انرژی خود را صرف فهمیدن، شنیدن و همکاری می‌کنند. اما افرادی که هنوز به این سطح از بلوغ عاطفی نرسیده‌اند، معمولاً هر اختلافی را به یک مسابقه تبدیل می‌کنند؛ مسابقه‌ای که در آن باید به هر قیمتی برنده شوند، حتی اگر برای این پیروزی مجبور شوند موضوع بحث را عوض کنند، اشتباهات سال‌های گذشته را پیش بکشند یا تمام مسئولیت را بر دوش طرف مقابل بیندازند. غافل از اینکه در زندگی مشترک، وقتی یکی از زوجین به دنبال شکست دادن دیگری است، در واقع هر دو نفر در حال شکست دادن رابطه هستند

هر زمان بحث بالا گرفت، این جمله را تمرین کنید:

«ممکن است بخشی از حرف تو درست باشد؛ کمک کن بهتر ببینمش.»

این جمله نشانه ضعف نیست.

نشانه قدرت روانی است.

اگر در هر بحثی برنده می‌شوید، اگر همیشه مدرکی برای محکوم کردن طرف مقابل دارید، اگر هیچ‌وقت سهم خود را در مشکلات نمی‌بینید، شاید مسئله این نیست که دیگران چقدر اشتباه می‌کنند.

شاید مسئله این باشد که شما هنوز یاد نگرفته‌اید چگونه به خودتان نگاه کنید.

رشد روانی از لحظه‌ای آغاز می‌شود که انسان بتواند روبه‌روی آینه بایستد و بگوید:

«شاید تمام مشکل از من نباشد؛ اما قطعاً هیچ مشکلی هم نیست که من در آن هیچ سهمی نداشته باشم.»

و این جمله، آغاز بلوغ عاطفی است؛ جایی که هدف دیگر پیروزی در بحث نیست، بلکه ساختن رابطه‌ای سالم‌تر، صمیمی‌تر و انسانی‌تر است.


آیا احساس می‌کنید گفتگوهای شما و همسرتان بیشتر شبیه دادگاه شده تا یک رابطه؟

اگر هر اختلافی به پیدا کردن مقصر ختم می‌شود، اگر هیچ‌کدام احساس شنیده شدن ندارید، یا اگر بحث‌های تکراری بارها و بارها بدون نتیجه تکرار می‌شوند، ممکن است زمان آن رسیده باشد که از یک نگاه تخصصی کمک بگیرید.

در جلسات زوج‌ درمانی، هدف پیدا کردن مقصر نیست؛ هدف شناخت الگوهایی است که آرام‌آرام صمیمیت، اعتماد و امنیت عاطفی را از رابطه می‌گیرند.

برای رزرو وقت مشاوره حضوری یا آنلاین با دکتر سوفیا گنجی، همین امروز اولین قدم را برای ساختن رابطه‌ای آگاهانه‌تر و سالم‌تر بردارید. شاید مهم‌ترین تغییری که رابطه شما به آن نیاز دارد، از یک گفتگوی متفاوت آغاز شود. ❤️

اگر بخواهیم دقیقاً از دیدگاه John Gottman به این موضوع نگاه کنیم، گاتمن معتقد بود که مشکل اصلی زوج‌ها اختلاف نظر نیست؛ بلکه تبدیل شدن گفتگو به رقابت قدرت است.

او جمله بسیار مهمی دارد:

«در روابط موفق، افراد به دنبال نفوذ بر یکدیگر نیستند؛ به دنبال تأثیرپذیری از یکدیگر هستند.»

یعنی فرد بالغ وارد گفتگو می‌شود تا چیزی یاد بگیرد، اما فردی که نیاز دارد برنده شود وارد گفتگو می‌شود تا چیزی را ثابت کند.

گاتمن این افراد را چگونه توصیف می‌کند؟

در تحقیقات طولانی‌مدت گاتمن روی هزاران زوج، یکی از الگوهای مخرب این بود که فرد:

  • همیشه حالت دفاعی دارد.
  • مسئولیت نمی‌پذیرد.
  • ضدحمله می‌کند.
  • به جای پاسخ به موضوع، موضوع جدیدی مطرح می‌کند.
  • دائماً پرونده‌های قدیمی را باز می‌کند.
  • دنبال اثبات اشتباه بودن طرف مقابل است.

گاتمن می‌گوید:

وقتی هدف گفتگو از حل مسئله به «اثبات حقانیت» تغییر می‌کند، رابطه وارد یک چرخه فرسایشی می‌شود.

 

 

چهار سوار آخرالزمان گاتمن

گاتمن چهار رفتار را پیش‌بینی‌کننده اصلی شکست رابطه می‌داند.

۱. انتقادگری (Criticism)

به جای اینکه رفتار را نقد کنیم، شخصیت فرد را زیر سؤال می‌بریم.

مثلاً:

❌ «تو همیشه خودخواهی.»

به جای:

✅ «از اینکه امروز کمکم نکردی ناراحت شدم.»

 

۲. تحقیر (Contempt)

از دید گاتمن خطرناک‌ترین رفتار رابطه.

طعنه، تمسخر، نیشخند، نگاه از بالا.

مثلاً:

❌ «از تو بیشتر از این انتظار نمی‌رفت.»

 

۳. حالت تدافعی (Defensiveness)

فرد حتی قبل از شنیدن کامل حرف طرف مقابل دفاع می‌کند.

نمونه:

همسر:

«من از دیر آمدنت ناراحت شدم.»

پاسخ:

«تو خودت هفته پیش دیر کردی.»

در واقع پاسخ نداده است.

فقط دفاع کرده است.

 

۴. دیوار سنگی (Stonewalling)

وقتی گفتگو کاملاً قطع می‌شود.

سکوت، ترک بحث، قهر.

 

گاتمن درباره “نیاز به برنده شدن” چه می‌گوید؟

یکی از مهم‌ترین یافته‌های او این است:

زوج‌های موفق دنبال حقیقت مشترک هستند، نه مقصر مشترک.

وقتی کسی باید حتماً برنده شود:

رابطه از حالت:

«ما در برابر مشکل»

تبدیل می‌شود به:

«من در برابر تو»

و این همان نقطه خطر است.

 

راهکار شماره ۱: پذیرش نفوذ همسر

یکی از قوی‌ترین مفاهیم گاتمن.

Acceptance of Influence

گاتمن می‌گوید:

زوج‌های موفق می‌توانند تحت تأثیر همسرشان قرار بگیرند.

یعنی بتوانند بگویند:

✅ «ممکن است بخشی از حرفت درست باشد.»

همین جمله ساده یکی از قوی‌ترین شاخص‌های بلوغ عاطفی است.

 

راهکار شماره ۲: سهم خودت را پیدا کن

گاتمن در جلسات درمانی معمولاً از زوجین می‌خواهد قبل از هر چیز سهم خودشان را پیدا کنند.

سؤال معروف:

«سهم شما در این مشکل چیست؟»

نه:

«مقصر کیست؟»

بلکه:

«من چه نقشی در شکل گرفتن این اتفاق داشتم؟»

 

راهکار شماره ۳: شروع نرم گفتگو

Soft Start-Up

گاتمن نشان داده حدود ۹۰٪ مواقع، پایان بحث را می‌توان از نحوه شروع آن پیش‌بینی کرد.

اگر گفتگو با حمله شروع شود:

تقریباً همیشه با جنگ تمام می‌شود.

مثال:

❌ «تو هیچ‌وقت به من اهمیت نمی‌دهی.»

بهتر:

✅ «من امروز احساس تنهایی کردم و دوست داشتم بیشتر کنارم باشی.»

 

راهکار شماره ۴: ترمیم سریع رابطه

Repair Attempts

زوج‌های موفق وسط دعوا ترمز می‌کشند.

جملاتی مثل:

* «بیا دوباره شروع کنیم.»
* «فکر کنم از موضوع اصلی دور شدیم.»
* «اجازه بده حرفت را بهتر بفهمم.»
* «الان داریم با هم می‌جنگیم، نه با مشکل.»

این جملات از دید گاتمن بسیار ارزشمندند.

 

 

راهکار شماره ۵: قانون ۵ دقیقه

وقتی ضربان قلب بالا می‌رود، مغز منطقی تقریباً خاموش می‌شود.

گاتمن این وضعیت را Flooding می‌نامد.

در این حالت:

* گوش نمی‌دهیم.
* فقط دفاع می‌کنیم.
* دنبال حمله متقابل هستیم.

راهکار:

۲۰ تا ۳۰ دقیقه فاصله گرفتن.

اما نه با قهر.

بلکه با توافق:

«الان هر دو عصبی هستیم، بعد از آرام شدن ادامه می‌دهیم.»

 

مهم‌ترین جمله گاتمن برای این افراد

اگر بخواهم تمام دیدگاه گاتمن را در یک جمله خلاصه کنم:

«در یک رابطه سالم، لازم نیست یکی ببازد تا دیگری برنده شود.»

هر بار که در یک بحث احساس کردید باید تحت هر شرایطی پیروز شوید، از خودتان بپرسید:

آیا الان دارم از رابطه محافظت می‌کنم یا از غرورم؟

خیلی وقت‌ها پاسخ این سؤال، نقطه شروع بلوغ عاطفی و نجات رابطه است.

author-avatar

درباره دکتر سوفیا گنجی

سمیه اینانلو گنجی (سوفیا گنجی)، روان‌درمانگر و مشاور، دارای دکتری مشاوره و عضو سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره ایران (شماره نظام: ۸۵۰۰) است. ایشان با بیش از ۱۱ سال تجربه تخصصی، در زمینه درمان فردی، زوج‌درمانی و بهبود روابط عاطفی فعالیت می‌کند. رویکرد اصلی درمان‌های ایشان بر پایه طرحواره‌درمانی (Schema Therapy) و درمان پویشی فشرده کوتاه‌مدت (ISTDP) است؛ رویکردهایی که با تمرکز بر ریشه‌های مشکلات هیجانی و الگوهای رفتاری، به ایجاد تغییرات پایدار در زندگی افراد کمک می‌کنند. دکتر گنجی علاوه بر فعالیت درمانی، پژوهشگر، مدرس کارگاه‌های تخصصی و نویسنده مقالات آموزشی در حوزه سلامت روان، روابط، طرحواره‌ها، دلبستگی، تنظیم هیجان و رشد فردی است. هدف ایشان ارائه محتوای علمی، کاربردی و قابل فهم برای افزایش آگاهی روان‌شناختی و کمک به بهبود کیفیت زندگی افراد است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *