گاهی زوجها با این تصور وارد جلسات زوج درمانی میشوند که مشکل اصلی رابطه، رفتار همسرشان است.
یکی میگوید:
«او دیگر مثل قبل نیست.»
دیگری میگوید:
«رابطهمان تکراری شده.»
و گاهی هر دو نفر احساس میکنند چیزی در رابطه از بین رفته، اما دقیقا نمیدانند چیست.
اما در بسیاری از موارد، وقتی عمیقتر نگاه میکنیم، متوجه میشویم مشکل اصلی خود رابطه نیست.
مشکل این است که رشد متوقف شده است.
نه فقط رشد رابطه.
بلکه رشد فردی.
داستان زوجی که سالها کنار هم بودند اما سالها بود رشد نکرده بودند
چند سال پیش زوجی برای مشاوره مراجعه کردند.
حدود پانزده سال از ازدواجشان میگذشت.
وقتی از آنها پرسیدم:
«در پنج سال گذشته چه چیزی در شما تغییر کرده است؟»
هر دو سکوت کردند.
بعد از چند لحظه مرد گفت:
«راستش هیچ چیز خاصی یادم نمیآید.»
زن هم گفت:
«فکر میکنم زندگی فقط گذشته…»
این جمله بسیار مهم بود.
زندگی فقط گذشته بود.
اما رشد نکرده بود.
آنها کار میکردند.
فرزند بزرگ میکردند.
قبض پرداخت میکردند.
اما سالها بود که هیچ بخش جدیدی به شخصیت، ذهن، هیجان یا جهانبینی آنها اضافه نشده بود.
و دقیقا همین موضوع رابطه را فرسوده کرده بود.
چرا بعد از ازدواج تغییر میکنیم؟
یکی از سوالات رایج این است:
«چرا بعد از ازدواج تغییر میکنیم؟»
واقعیت این است که انسان همیشه در حال تغییر است.
تغییر نکردن تقریبا غیرممکن است.
اما دو نوع تغییر وجود دارد:
تغییر آگاهانه
و
تغییر منفعلانه
در تغییر آگاهانه، فرد رشد میکند.
در تغییر منفعلانه، فقط سن او بیشتر میشود.
بسیاری از افراد سالها بزرگتر میشوند اما رشد نمیکنند.
رشد فردی در ازدواج یعنی چه؟
رشد فردی به این معنا نیست که فرد از رابطه فاصله بگیرد.
برعکس.
رشد فردی سالم باعث غنیتر شدن رابطه میشود.
رشد فردی یعنی:
- یادگیری مداوم
- توسعه مهارتها
- افزایش خودآگاهی
- شناخت هیجانات
- گسترش جهانبینی
- کشف استعدادها
- مسئولیتپذیری بیشتر
انسانی که رشد میکند، هر سال نسخه جدیدی از خودش را به رابطه میآورد.
و همین موضوع باعث میشود رابطه نیز زنده بماند.
رشد شناختی؛ غذای ذهن رابطه
یکی از مهمترین انواع رشد، رشد شناختی است.
یعنی:
- یاد گرفتن
- مطالعه کردن
- فکر کردن
- تحلیل کردن
- دیدن دنیا از زاویههای جدید
گاهی رابطهها تکراری نمیشوند.
گفتگوها تکراری میشوند.
چون ذهنها دیگر چیز جدیدی برای ارائه ندارند.
وقتی دو نفر سالها هیچ چیز تازهای یاد نمیگیرند، طبیعی است که گفتگوها محدود شوند.
اما وقتی هر دو در حال رشد شناختی هستند، رابطه نیز دائما مواد تازهای برای گفتگو پیدا میکند.
رشد هیجانی؛ بلوغی که بسیاری از افراد هرگز تجربه نمیکنند
یکی از مهمترین دلایل تکرار مشکلات در روابط، توقف رشد هیجانی است.
رشد هیجانی یعنی:
- احساساتم را بشناسم.
- مسئول احساسات خودم باشم.
- بتوانم خشمم را مدیریت کنم.
- بتوانم همدلی کنم.
- بتوانم نیازهایم را بیان کنم.
بعضی افراد از نظر سنی چهل ساله هستند.
اما از نظر هیجانی هنوز مانند نوجوانان واکنش نشان میدهند.
در چنین شرایطی رابطه نیز دائما در چرخههای تکراری گرفتار میشود.
رشد معنوی؛ بخش فراموششده بسیاری از روابط
رشد معنوی لزوما به معنای مسائل مذهبی نیست.
رشد معنوی یعنی:
- پیدا کردن معنا
- شناخت ارزشهای زندگی
- ارتباط عمیقتر با خود
- آگاهی بیشتر
وقتی انسان فقط برای بقا زندگی میکند، رابطه نیز کمکم به مجموعهای از وظایف تبدیل میشود.
اما وقتی معنا وارد زندگی میشود، کیفیت ارتباط نیز تغییر میکند.
رشد حرفهای و تأثیر آن بر زندگی مشترک
بسیاری از افراد تصور میکنند شغل ارتباطی با کیفیت رابطه ندارد.
اما رشد حرفهای میتواند تأثیر زیادی بر زندگی مشترک داشته باشد.
البته به یک شرط:
این رشد همراه با رشد انسانی باشد.
گاهی فرد در کار پیشرفت میکند اما از نظر عاطفی عقب میماند.
در این حالت فاصله میان زوجها بیشتر میشود.
اما زمانی که رشد حرفهای همراه با رشد هیجانی و ارتباطی باشد، میتواند انرژی جدیدی وارد رابطه کند.
چرا بعضی زوجها بعد از سالها هنوز برای هم جذاب هستند؟
پاسخ این سوال در ظاهر، زیبایی یا شانس نیست.
در بسیاری از موارد علت اصلی این است:
آنها هنوز در حال رشد هستند.
و همچنان نسخههای جدیدی از خود را به یکدیگر معرفی میکنند.
انسانی که هر سال چیز جدیدی یاد میگیرد.
هر سال عمیقتر میشود.
هر سال خودآگاهتر میشود.
هر سال تجربههای تازهای خلق میکند.
برای شریک زندگیاش نیز جذابتر باقی میماند.
رشد مشترک چیست؟
رشد فردی مهم است.
اما رشد مشترک از آن هم مهمتر است.
رشد مشترک یعنی:
دو نفر فقط کنار هم زندگی نکنند.
بلکه با هم رشد کنند.
مثلا:
- کتاب مشترک بخوانند.
- در یک کارگاه شرکت کنند.
- درباره موضوعات جدید گفتگو کنند.
- اهداف مشترک تعریف کنند.
- پروژههای مشترک داشته باشند.
رشد مشترک باعث میشود رابطه دائماً در حال حرکت باشد.
نشانههای توقف رشد در رابطه
اگر این موارد را تجربه میکنید، ممکن است رشد فردی یا مشترک متوقف شده باشد:
□ هیچ هدف جدیدی نداریم.
□ گفتگوها تکراری شدهاند.
□ هیجان جدیدی در زندگی وجود ندارد.
□ سالهاست چیز تازهای یاد نگرفتهایم.
□ احساس میکنیم درجا میزنیم.
□ فقط مشغول انجام وظایف هستیم.
□ درباره آینده هیجانزده نیستیم.
□ رابطه بیشتر شبیه مدیریت زندگی شده است.
آیا رشد یک نفر و توقف نفر دیگر خطرناک است؟
بله.
گاهی یکی از زوجها رشد میکند.
اما دیگری در همان نقطه باقی میماند.
در چنین شرایطی فاصله روانی میان آنها افزایش پیدا میکند.
نه به دلیل بد بودن یکی از آنها.
بلکه به این دلیل که مسیرهای رشدشان از هم جدا شده است.
به همین دلیل در بسیاری از جلسات زوج درمانی، تلاش میکنیم رشد را به موضوعی مشترک تبدیل کنیم.
نقش زوج درمانی در بازگرداندن رشد به رابطه
بسیاری از زوجها زمانی مراجعه میکنند که احساس میکنند رابطه تکراری شده است.
اما در واقع مشکل اصلی این است که حرکت متوقف شده است.
در زوج درمانی تلاش میکنیم:
- نقاط توقف رشد را شناسایی کنیم.
- موانع رشد فردی را پیدا کنیم.
- رشد مشترک را تقویت کنیم.
- اهداف جدید ایجاد کنیم.
- و رابطه را از حالت بقا خارج کنیم.
رابطهها معمولا به این دلیل تکراری نمیشوند که عشق از بین رفته است.
آنها زمانی تکراری میشوند که رشد متوقف میشود.
وقتی دیگر چیزی برای کشف کردن وجود ندارد.
وقتی هر روز شبیه دیروز است.
وقتی دو نفر فقط زندگی را مدیریت میکنند اما آن را نمیسازند.
رابطه سالم شبیه یک موجود زنده است.
اگر رشد کند، زنده میماند.
اگر متوقف شود، کمکم فرسوده میشود.
شاید یکی از مهمترین سوالهایی که هر زوج باید هر سال از خود بپرسد این باشد:
«آیا من نسبت به سال گذشته انسان عمیقتر، آگاهتر و بالغتری شدهام؟»
زیرا بسیاری از اوقات، کیفیت رابطه ما بازتاب مستقیم کیفیت رشدی است که در زندگی خود تجربه میکنیم.