گاهی در جلسات زوج درمانی جملهای میشنوم که شاید از بسیاری از دعواها مهمتر باشد.
فرد میگوید:
«خانم دکتر، من دیگر نمیتوانم با همسرم راحت حرف بزنم.»
یا:
«هر بار میخواهم چیزی بگویم، پشیمان میشوم.»
یا:
«احساس میکنم اگر احساسات واقعیام را بگویم، علیه خودم استفاده میشود.»
در این لحظه معمولا موضوع اصلی دعوا، پول، خانواده، فرزند یا حتی خیانت نیست.
موضوع اصلی از دست رفتن چیزی بسیار مهمتر است:
امنیت عاطفی.
و وقتی امنیت عاطفی از بین میرود، رابطه کمکم از درون فرسوده میشود؛ حتی اگر هنوز عشق، تعهد و زندگی مشترک وجود داشته باشد.
امنیت عاطفی چیست؟
اگر بخواهم ساده توضیح دهم، امنیت عاطفی یعنی:
«من در کنار تو میتوانم خود واقعیام باشم.»
یعنی:
- میتوانم احساساتم را بگویم.
- میتوانم اشتباه کنم.
- میتوانم آسیبپذیر باشم.
- میتوانم نیازهایم را مطرح کنم.
- میتوانم ناراحت باشم.
- میتوانم مخالفت کنم.
بدون اینکه بترسم:
- تحقیر شوم.
- قضاوت شوم.
- طرد شوم.
- تنبیه شوم.
- یا ارزشم را از دست بدهم.
در واقع امنیت عاطفی، خانه روان انسان در رابطه است.
داستان مردی که دیگر حرف نمیزد
سالها پیش مردی برای مشاوره مراجعه کرد.
همسرش از سکوت او شکایت داشت.
میگفت:
«اصلا احساساتش را نمیگوید.»
وقتی در جلسه خصوصی از او پرسیدم چرا حرف نمیزند، پاسخ عجیبی داد.
گفت:
«اوایل ازدواج خیلی حرف میزدم. از ترسهایم، نگرانیهایم، اشتباهاتم میگفتم. اما هر بار بعدا در دعواها همان حرفها علیه من استفاده شد. کمکم یاد گرفتم سکوت کنم.»
این مرد بیاحساس نشده بود.
او فقط احساس امنیت نمیکرد.
و این تفاوت بسیار مهمی است.
چرا از حرف زدن با همسرم میترسم؟
این یکی از رایجترین سوالاتی است که در جلسات درمان میشنوم.
بسیاری از افراد تصور میکنند مشکل از اعتماد به نفس آنهاست.
اما همیشه اینطور نیست.
گاهی فرد در گذشته بارها تجربه کرده است که:
- حرفش جدی گرفته نشده.
- احساساتش مسخره شده.
- مورد سرزنش قرار گرفته.
- قضاوت شده.
- یا پس از بیان نیازهایش با بیتوجهی مواجه شده است.
مغز به تدریج یاد میگیرد:
«سکوت امنتر از حرف زدن است.»
و همین آغاز فاصله عاطفی است.
اولین نشانه از بین رفتن امنیت عاطفی: سانسور کردن خود
وقتی امنیت عاطفی کم میشود، افراد کمکم خود واقعیشان را پنهان میکنند.
دیگر همه چیز را نمیگویند.
همه احساسات را بیان نمیکنند.
همه نگرانیها را مطرح نمیکنند.
در ظاهر آرام هستند.
اما در درون فاصله ایجاد شده است.
امنیت روانی در رابطه چیست؟
امنیت روانی یعنی:
من مطمئن باشم که ارزشمندی من وابسته به کامل بودن نیست.
بتوانم اشتباه کنم و همچنان دوستداشتنی بمانم.
بتوانم ضعف داشته باشم و همچنان پذیرفته شوم.
در روابطی که امنیت روانی وجود ندارد، افراد دائما در حال نقش بازی کردن هستند.
زن تلاش میکند همیشه کامل باشد.
مرد تلاش میکند همیشه قوی باشد.
و هیچکدام خود واقعیشان را زندگی نمیکنند.
امنیت هیجانی؛ قلب صمیمیت عاطفی
امنیت هیجانی یعنی:
احساسات من برای تو اهمیت دارد.
نه اینکه حتما با آن موافق باشی.
بلکه آن را ببینی.
بشنوی.
و درکش کنی.
بسیاری از زوجها هنگام ناراحتی به جای همدلی، وارد دفاع یا حمله میشوند.
مثلا:
زن میگوید:
«خیلی ناراحتم.»
مرد پاسخ میدهد:
«باز شروع کردی؟»
یا مرد میگوید:
«امروز واقعا خستهام.»
و همسرش جواب میدهد:
«فقط تو خستهای؟»
در این لحظات امنیت هیجانی آسیب میبیند.
ترس از قضاوت در رابطه چگونه شکل میگیرد؟
ترس از قضاوت معمولا یک شبه ایجاد نمیشود.
بلکه حاصل صدها تجربه کوچک است.
- طعنهها
- تمسخرها
- تحقیرها
- مقایسهها
- بیاعتناییها
همه این موارد به مرور به مغز پیام میدهند:
«خودت را پنهان کن.»
و هرچه بیشتر پنهان میشویم، فاصله عاطفی بیشتر میشود.
امنیت ارتباطی چیست؟
امنیت ارتباطی یعنی:
بتوانیم درباره مسائل دشوار صحبت کنیم.
بدون اینکه گفتگو به جنگ تبدیل شود.
در روابط سالم، اختلاف نظر وجود دارد.
اما ترس از گفتگو وجود ندارد.
در روابط ناامن، حتی مطرح کردن یک مسئله ساده میتواند اضطراب شدیدی ایجاد کند.
امنیت جنسی؛ بخش فراموششده امنیت عاطفی
بسیاری از افراد تصور میکنند امنیت جنسی فقط به رابطه جنسی مربوط است.
در حالی که امنیت جنسی یعنی:
- احساس احترام
- احساس انتخاب
- احساس پذیرش
- نبود اجبار
- نبود تحقیر
وقتی فرد در این بخش احساس امنیت نکند، معمولا صمیمیت عاطفی نیز آسیب میبیند.
زیرا ذهن و بدن در روابط انسانی از یکدیگر جدا نیستند.
چگونه بفهمیم امنیت عاطفی در رابطه کاهش یافته است؟
اگر این موارد را تجربه میکنید، احتمال دارد امنیت عاطفی آسیب دیده باشد:
□ از بیان احساسات میترسم.
□ مدام مراقب حرفهایم هستم.
□ احساس میکنم درک نمیشوم.
□ درباره نیازهایم سکوت میکنم.
□ از مخالفت کردن میترسم.
□ احساس میکنم قضاوت میشوم.
□ خود واقعیام را پنهان میکنم.
□ ترجیح میدهم ناراحتیهایم را با دیگران در میان بگذارم.
□ هنگام گفتگو مضطرب میشوم.
□ احساس تنهایی در رابطه دارم.
چرا نبود امنیت عاطفی رابطه را تکراری میکند؟
چون رابطه بدون امنیت، وارد حالت بقا میشود.
در حالت بقا:
- کسی ریسک نمیکند.
- کسی آسیبپذیر نمیشود.
- کسی احساسات عمیق را بیان نمیکند.
- کسی خود واقعیاش را نشان نمیدهد.
و وقتی این اتفاق میافتد، رابطه کمکم سطحی میشود.
گفتگوها محدود میشوند.
صمیمیت کاهش پیدا میکند.
و زوجها احساس میکنند دیگر چیزی میان آنها جریان ندارد.
چگونه در رابطه احساس امنیت کنیم؟
۱. به جای قضاوت، کنجکاوی داشته باشید
به جای:
«چرا اینقدر حساس هستی؟»
بپرسید:
«چه چیزی تو را ناراحت کرده؟»
۲. احساسات را کوچک نکنید
احساسات همسرتان را اصلاح نکنید.
ابتدا آنها را درک کنید.
۳. از اطلاعات شخصی علیه یکدیگر استفاده نکنید
یکی از بزرگترین تخریبکنندههای امنیت عاطفی همین رفتار است.
۴. فضای امن برای اشتباه ایجاد کنید
هیچ رابطهای بدون اشتباه نیست.
امنیت زمانی شکل میگیرد که انسان بداند با یک اشتباه، ارزشش زیر سوال نمیرود.
۵. شنیدن را تمرین کنید
بسیاری از زوجها گوش میدهند تا پاسخ دهند.
نه اینکه بفهمند.
نقش زوج درمانی در بازسازی امنیت عاطفی
یکی از مهمترین اهداف زوج درمانی، بازگرداندن احساس امنیت به رابطه است.
در جلسات درمانی تلاش میکنیم:
- الگوهای مخرب ارتباطی را شناسایی کنیم.
- چرخههای حمله و دفاع را متوقف کنیم.
- مهارت شنیدن را تقویت کنیم.
- همدلی را افزایش دهیم.
- و فضایی ایجاد کنیم که هر دو نفر دوباره بتوانند خود واقعیشان باشند.
زیرا بدون امنیت عاطفی، صمیمیت پایدار شکل نمیگیرد.
و بدون صمیمیت، رابطه به مرور از درون خالی میشود.
بسیاری از افراد تصور میکنند مهمترین نیاز در رابطه عشق است.
اما از نگاه روانشناسی، عشق بدون امنیت دوام چندانی ندارد.
انسان زمانی میتواند واقعا نزدیک شود که احساس امنیت کند.
زمانی میتواند عشق را تجربه کند که از قضاوت شدن نترسد.
و زمانی میتواند صمیمیت عمیق را تجربه کند که بداند برای دوست داشته شدن، لازم نیست نقش بازی کند.
شاید یکی از مهمترین سوالهایی که هر زوج باید از خود بپرسد این باشد:
آیا همسرم در کنار من احساس امنیت میکند که خودش باشد؟
پاسخ این سوال، کیفیت واقعی رابطه را مشخص میکند؛ بسیار بیشتر از تعداد سالهای زندگی مشترک یا تعداد دفعاتی که به یکدیگر میگوییم «دوستت دارم».