آموزش

وقتی گودال محبت را از دیگران گدایی می‌کنیم: تمرین خودشفقتی برای درمان محرومیت هیجانی

وقتی گودال محبت را از دیگران گدایی می‌کنیم: تمرین خودشفقتی برای درمان محرومیت هیجانی
زمان تقریبی مطالعه: ۴ دقیقه

بعضی زخم‌ها خون ندارند، اما تمام زندگی را هدایت می‌کنند.

مردی را تصور کن که در هر رابطه‌ای بیش از اندازه می‌دهد. زود جواب پیام می‌دهد. برای همه وقت می‌گذارد. بیشتر از سهم خودش محبت می‌کند. مشکلات دیگران را حل می‌کند. حتی وقتی خسته است، باز هم می‌گوید: «اشکالی ندارد، من انجام می‌دهم.»

از بیرون، آدم مهربانی به نظر می‌رسد.

اما از درون؟

یک کودک خسته آنجاست که فقط یک جمله را زمزمه می‌کند:
«لطفاً من را فراموش نکن…»

اینجا مسئله مهربانی نیست.
اینجا محرومیت هیجانی است.

محرومیت هیجانی شبیه یک گودال خاموش درون آدم است. گودالی که سال‌ها پیش ساخته شده؛ وقتی جایی از زندگی، در زمانی که نیاز داشتیم دیده شویم، کسی واقعاً ما را ندید. وقتی نیاز داشتیم در آغوش گرفته شویم، کسی گفت «بزرگ شو.» وقتی می‌ترسیدیم، کسی فقط نصیحت کرد. وقتی درد داشتیم، کسی حضور نداشت.

و کودک ذهن ما یاد گرفت:

«برای گرفتن محبت، باید کاری کنم.»
«برای ماندن آدم‌ها، باید مفید باشم.»
«اگر نیاز داشته باشم، سربار می‌شوم.»

بعد بزرگ می‌شویم.

و ناگهان می‌بینیم:

  • در رابطه التماس می‌کنیم
  • بیش از اندازه سرویس می‌دهیم تا دیده شویم
  • نه گفتن برایمان سخت است
  • از بدنمان سوءاستفاده می‌کنیم چون آرامش فوری می‌خواهیم
  • خودمان را زیر فشار می‌گذاریم
  • با خودمان حرف‌هایی می‌زنیم که با دشمن هم نمی‌زنیم

و بعد عجیب است که انتظار داریم دیگران با ما مهربان باشند.

در حالی که ذهن کودک درون دارد می‌گوید:

«اگر صاحب خودم من را دوست ندارد، چرا دیگری باید دوست داشته باشد؟»

حقیقت تلخ اینجاست:
بعضی آدم‌ها دنبال عشق نیستند.
دنبال جبران کمبودند.

و این دو خیلی فرق دارد.

عشق از وفور می‌آید.
کمبود از گرسنگی.

آدم گرسنه انتخاب نمی‌کند.
می‌چسبد.

برای همین گاهی به اولین کسی که کمی توجه می‌دهد وابسته می‌شویم. نه چون او مناسب است. چون درونمان قحطی است.

اما این چرخه یک جا باید تمام شود.

نه با پیدا کردن آدم کامل.

با پیدا کردن خودت.

تمرین بازگشت؛ نقشه کشیدن روی زخم

یک کاغذ بردار.

زندگی‌ات را به بازه‌های ده‌ساله تقسیم کن:

۰ تا ۱۰ سال
۱۰ تا ۲۰ سال
۲۰ تا ۳۰ سال
۳۰ تا ۴۰ سال…

برای هر دوره فقط این سوال‌ها را بنویس:

  • کجا احساس کردم دیده نمی‌شوم؟
  • چه زمانی نیاز داشتم اما کمک نگرفتم؟
  • کجا یاد گرفتم باید قوی باشم؟
  • چه کسی احساساتم را کوچک کرد؟
  • چه زمانی فهمیدم محبت گرفتن سخت است؟

فقط مشاهده کن.

قرار نیست دادگاه برگزار شود.

قرار است نقشه گودال را پیدا کنی.

تمرین نامه به کودک درون

اسم کودک درونت را بنویس.

نه اسم رسمی.

همان اسمی که وقتی کوچک بودی صدایت می‌کردند.

بعد بنویس:

سلام …

می‌دانم مدت‌ها تنها بودی.

می‌دانم هر بار ترسیدی، کسی نفهمید.

می‌دانم برای گرفتن محبت زیادی تلاش کردی.

می‌دانم خودت را خسته کردی که دوست‌داشتنی بمانی.

از تو عذر می‌خواهم.

برای تمام وقت‌هایی که ندیدمت.

برای تمام وقت‌هایی که فقط فشارت دادم.

برای وقت‌هایی که مقصرت کردم.

برای وقت‌هایی که به جای مهربانی، قضاوتت کردم.

از امروز رهات نمی‌کنم.

من اینجام.

وقتی می‌ترسی، فرار نمی‌کنم.

وقتی اشتباه می‌کنی، خردت نمی‌کنم.

وقتی نیاز داری، تحقیرت نمی‌کنم.

به تو یاد می‌دهم لازم نیست برای عشق اجرا بازی کنی.

لازم نیست برای دیده شدن خودت را تکه‌تکه کنی.

از بدنت سوءاستفاده نمی‌کنم.

با خستگی‌ات مهربان‌تر می‌شوم.

با ترست می‌نشینم.

به تو ثابت می‌کنم که می‌شود به من اعتماد کرد.

این تمرین شاید ساده به نظر برسد.

اما کودک درون با حرف قانع نمی‌شود.

با تکرار رفتار امن اعتماد می‌کند.

درست مثل کودکی واقعی.

اگر امروز قول مهربانی بدهی و فردا دوباره خودت را له کنی، او دوباره پنهان می‌شود.

اعتماد با این ساخته می‌شود:

  • وقتی خسته‌ای، استراحت می‌کنی
  • وقتی ناراحتی، احساس را انکار نمی‌کنی
  • وقتی نیاز داری، خودت را شرمنده نمی‌کنی
  • وقتی اشتباه می‌کنی، خودت را شکنجه نمی‌دهی

این یعنی خودشفقتی.

خودشفقتی تنبلی نیست.

خودشفقتی یعنی والد امن شدن برای خودت.

روزی می‌رسد که کسی مهربان با تو رفتار می‌کند…

و تو دیگر به او نمی‌چسبی.

فقط لبخند می‌زنی.

چون برای اولین بار محبت، نیاز اضطراری نیست.

انتخاب است.

و آن روز، محرومیت هیجانی شروع به مردن می‌کند.

چون کودک درونت بالاخره فهمیده:

«این بار، یکی مانده.خودِ من.»

When We Beg Others to Fill the Emotional Void: A Self-Compassion Practice for Healing Emotional Deprivation

1 دیدگاه در “وقتی گودال محبت را از دیگران گدایی می‌کنیم: تمرین خودشفقتی برای درمان محرومیت هیجانی

  1. سمیرا گفت:

    عالی بود♥️

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *